تاریخ روانشناسی (1)؛ شمنیسم
اکتشافات در بقایای دوازدههزارسالهی جسد یک زن به همراه بیش از هفتاد لاک لاکپشت در یک گور حفرشده درون یک غار در منطقهی فلسطین نشان داد که تاریخچهی رسومات شمنی به دستکم ده هزار سال پیش از میلاد بازمیگردد. معمولا سنت رایج این است که «پزشکی» مرسوم در جوامع پیشاخط یا جوامع توسعهنیافته چندان مهم تلقی نشوند. اما هنری اِلِنبرگر، مورخ رواندرمانی پویشی، و سودیر کاکار، روانکاو و مورخ هندی، نشان دادهاند که چگونه رسوم شمنی برای مردمان جوامع مذکور هم بهلحاظ جسمانی و هم بهلحاظ روانی شفابخش و تسکینبخش بودهاند.
رسوم شمنی نخستین فعالیتهای رواندرمانگری بشر بودند. این فعالیتها از آن رو موفقیتآمیز بودند که در جهانبینی جوامع خود ریشه داشتند. ارائه دو مثال در اینجا به فهم ما کمک خواهد کرد. بسیاری جوامع پیشا-خظ تصور میکردند که انسان وقتی بیمار میشود که نَفْس انسان بدن خویش را ترک کند، شاید به آن سبب که نفس دزدیده شده است. کار شمنها یافتن نفس و بازگرداندن آن به بدن بود. در سیبری شمنها ناچار بودند به سرزمین ارواح مسافرت کنند تا نفوس را بیابند. در آنجا شمنها باید با ارواح مذاکره میکردند، به آنها پاداش میدادند و حتی با آنها میجنگیدند تا نفس مورد نظر را بیابند و آن را به بدن مربوطه بازگردانند. در آمریکای لاتین شخصی که به “susto” (واژهی اسپانیایی معادل «هراس») دچار میشد، نفس خویش را در اثر ترس یا جادوی ناشی از نیروهای شیطانی از دست میداد. “curandero” («جناب حکیم») ممکن بود یک آیین شفابخش عمومی برگزار کند که در جریان آن ترکیبی از گلها و دانهها در لباس بیماران به هنگام شب باقی میماند. جناب حکیم با این ترکیبها یک راه برای بازگشتن ارواح به بدنها ایجاد میکرد.
شباهت میان رسوم شمنی و رواندرمانی مدرن عبارت است از بازیافتن آنچه که بیمار از دست داده است. در زمانهی ما به شخص گفته میشود که دچار ازخودبیگانگی شده است یا سلامت روانش را از دست داده است و کار درمانگر این است که آنچه را که او از دست داده به او بازگرداند.
ترجمه از
Pickren, Wade. E, The Psychology Book: From Shamanism to Cutting-edge Neuroscience, 250 Milestones in the History of Psychology, Sterling New York, 2014.
کلمات کلیدی: روانشناسی ، شمنیسم، درمان